چند روز پیش آبتین وقتی تو اتاقش داشت باز ی می کرد همزمان یه شعری رو هم زیر لب زمزمه می کزد. خوب که گوش دادم این بود: همه چی آرومه من چقدر خوشبختم یه روزم تو اشپزخونه داشت اینو زمزمه می کرد: مرغ سحر ناله سر کن داغ مرا تازه تر کن ( حالا اینو از کجا شنیده بود خدا داند... ) دیروز میگه : رو نسیم آشیونه ساخته بهش می گم بازم بگو چی گفتی؟ میگه آخه فقط یه ور شعرشو بلدم چند شب پیشم یهو بلند می گه : تعظیم ، آبتین سلیمان وارد می شود . ( اینم از عوارض سریال حریم سلطان) رو تختش نشسته و اینجوری منو صدا می زنه : مامان نسیمم ، عسلم ، گلم ، نوشابه ام ، بلبلم ......